ميرزا قهرمان امين لشكر
51
روزنامه خاطرات امين لشكر ( فارسى )
« الان كاغذى از باروق رسيده است كه اينجا كسان عاليجناب ملا نور محمد باز بناى هرزگى گذاشته و گويا از دهاتى كه خوا . . . شان « 1 » بيرون شده بود آمده گلوله انداختهاند و هرزگى كردهاند . آدم داعى به محض اينكه اگر در آنجا باشد شايد فسادى واقع بشود مراجعت كرده آمده است ، و ساير رعيت در دست اين اشرار مانده و تكليف معلوم نيست . ايام جلالت و اقبال مستدام باد » . و رقعه از نواب عليه شاه بيگم خانم « 2 » طرف عصر آوردند جواب نوشتم . شب را هم سيد احمد شوشترى بود شام صرف شد . يكشنبه 13 شهر شعبان المعظم امروز صبح بعد از نماز و غيره اين اشخاص اينجا آمدند . يك فقره حاجى قاضى اروميه بود ، يك فقره عمل عاليجناب ملا نور محمد بود . حاجى قاضى ارومى در فقرهء شيخ سرمست « 3 » بود كه آمده بود كه قرار بود اولاد ميرزا سليمانعلى چهار صد تومان به او بدهند ، ولى حاجى قاضى پانصد تومان مىخواهد . يك فقره هم عمل ملا نور محمد و جناب مجتهد سلمه الله است . من كاغذى به جناب مجتهد سلمه الله نوشتم كه سه نفر ريش سفيدان كلوانقى « 4 » بروند رفع اختلاف ملك و حرف طرفين بشود و به توسط ملا نور محمد نوشتم و مختصرى به وقايعنگار نوشتم از اين قرار ، تنخواهى هم ميرزا يوسف خان حاضر كرد كه براى كربلايى عبدل و هم عباسعلى و اجرت كتابت فرستاده شود : كربلائى عبدل سى و پنج تومان ، آقا عباسعلى سى و پنج تومان ، اجرت كتابت يكصد تومان . چهار ايمپريال گفتم ميرزا غلامحسين به چاپارخانه بدهد . و امروز جناب مستطاب امير نظام دام اقباله رفتهاند بيرونها و از آنجا به باغ شمال بروند ، ولى من استخاره كردم خوب نيامد نرفتم ، و در منزل هم حاجى درويش آمد
--> ( 1 ) - آن وسط سفيد مانده ، شايد خواهرشان . ( 2 ) - شاه بيگم خانم دختر مرحوم شاهرخ ميرزا از بيگم خانم خالهء اعليحضرت اقدس همايونى است كه كوچ مرحوم پاشا خان مظفر الدوله بود ( حاشيه به خط امين لشكر ) . ( 3 ) - قريهء شيخ سرمست در ارومى است ( حاشيه خط امين لشكر ) . ( 4 ) - قريهء كلوانق از بلوكات ثلثهء تبريز است ، تا شهر هشت فرسخ است . ملك من است و قناتى هم خودم احداث كردم كه قنات « مشيريه » مىگويند . در وقت مشير لشكرى احداث شده . سه چهار سنگ آب دارد ( حاشيه به خط امين لشكر ) .